X
تبلیغات
طنز..سرگرمی..مطالب جالب..گزارش..

طنز..سرگرمی..مطالب جالب..گزارش..

بهترین وبلاگ جامع سرگرمی را با ما تجربه کنید

طنز..سرگرمی..مطالب جالب..گزارش..

آموخته ام که...

اگر مایلم پیام عشقی را بشنوم،خود نیز باید آن را ارسال کنم.


فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم های عمیقی در قلب کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم اما سال ها


طول می کشد تا آن زخم ها را التیام بخشم.


فرصت ها هیچ گاه از بین نمی روند،بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ی ما را تصاحب خواهد کرد.


ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد،بلکه کسی است که به کمترین ها نیاز دارد.


هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی نه گفت.


زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم.


این عشق است که زخم ها را شفا می دهد نه زمان.


چشم پوشی از حقایق،آنها راتغییر نمی دهد.


همه می خواهند روی قله ی کوه زندگی کنند اما تمام شادی ها وقتی روی می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستیم.


گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد،فقط دستی است برای گرفتن دست او و قلبی است برای فهمیدن وی.


تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید:تو مرا شاد کردی.


من آموخته ام که... بهترین کلاس درس دنیا،کلاسی است که زیر پای پیرترین فرد دنیاست.


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 17:39 - سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386

هفت سین محمدی صلی الله علیه و اله

هفت سين

 

1- السَّعیدُ مَن اِختارَ باقیَةً یَدُومُ نَعِیمُها علی فانِیَةٍ لا یَنفَدُ عَذابُها ، وقَدَّمَ لما یَقْدَمُ علَیهِ مِمّا هُو فی یَدَیهِ قَبلَ أن یُخَلِّفَهُ لِمَن یَسعَدُ بِإنفاقِهِ وقَد شَقِیَ هو بِجَمعِهِ. اعلام الدین ، 345

سعادتمند و خوشبخت كسی است كه سرای باقی را كه نعمتش پایدار است به سرای فانی كه عذابش بی پایان است برگزیند و از آنچه در اختیار دارد برای سرایی كه بدانجا خواهد رفت پیش فرستد قبل از آنكه آنها را برای كسی گذارد كه وی با انفاق آن خوشبخت شود ولی خود او با گردآوردن آن بدبخت شده باشد.

 

2- السَخِی قَریبٌ مِن الله، قَریبٌ مِن الناس ، قَریبٌ مِن الجنة. بحار الانوار، ج73

سخاوتمند و بخشنده هم به خداوند و هم به مردم و هم به بهشت نزدیك است.

 

3- السُوالُ نِصفُ العِلم. كنزل العمال

سوال كردن و پسشگری نیمی از دانایی است.

 

4- السُوقُ دارُ سَهوٍ وَ غَفلةٌ فَمَن سَبَّحَ فیها تَسبیحَةً كَتَبَ اللهُ لَهُ بِها اَلف الف حَسنةٍ. كنزل العمال

بازار سرای فراموشی و غفات است لذا هركه  در آنجا خدا یكبار تسبیح گوید خداوند برایش هزار هزار حسنه می‌نویسد.

 

5- سَابُّ المُومنِ كَالمُشرفِ عَلی الهَلَكَة. كنز العمال

كسی به مومنان ناسزا و دشنام می‌دهد، همچون كسی است كه در معرض هلاكت است.

 

6- سَمُّوا اولادَكُم اَسماءَ الانبیاءِ. مكارم الاخلاق، ص474

فرزندانتان را به نام انبیا بنامید.

 

7-سَیدُ القَومِ فِی السَفرِ خَادِمُهُم فَمَن سَبَقَهُم بِخِدمَةٍ لَم یَسبِقُوهُ بِعَمَلٍ اِلا الشَهادَة. كنز العمال

سرور مردم در سفر كسی است كه به آنان خدمت می‌كند پس هركه در خدمت به همسفران خود بر آنان پیشی گیرد هیچ كارشان به پای ارزش او نمی رسد مگر شهادت. كنز العمال

 


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 16:28 - سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386

عشق چيست ؟

عشق برگ لطيفي است که تنها دستان من و تو مي تواند آن را لمس کند.

 -از دريا پرسيدند عشق چيست؟

گفت خشکيدن.

- از گل پرسيدند عشق چيست؟

گفت پرپر شدن.

 -از پرنده پرسيدند عشق چيست؟

گفت مهاجرت کردن.

- از زمين پرسيدند عشق چيست؟

گفت لرزيدن.

- از آسمان پرسيدند عشق چيست؟

گفت باريدن.

 -از کوه پرسيدند عشق چيست؟

گفت آتشفشان.

- از انسان پرسيدند عشق چيست؟...

 ناگهان ندائي از درونش گفت : (( جدائي... ))!
دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 21:47 - دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386

پیشاپیش فرارسیدن سال 1387 را به شما کاربران وبلاگ گل سرگرمی تبریک میگوییم

فرا رسیدن سال 1387 خورشیدی برابر با سال 7030 میترایی آریایی و 3746 زرتشتی و 2567 شاهنشاهی به تمامی ایرانیان تبریک میگوییم.




مدیریت وبلاگ گل سرگرمی


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 13:34 - دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386

نابغه سه ساله

اكثر مادرها وقتي بچه‌شون اولين كلمه را مي‌گه، فكر مي‌كنن، مسئوليت بزرگي به عهده‌شون گذاشته شده، چون دارن يك كودك نابغه را تربيت مي‌كنن…
تو بوق و كرنا مي‌كنن، دار دار خبردار، ايها‌الناس جمع بشين كه بچه من گفت مامان!!!

اما به راستي تو چند صد تا بچه يك كودك استثنايي يا نابغه به دنيا مي‌آيد؟! وقتي با هزار نيروي عقلاني خودمونو توجيه كرديم كه اين يكي با بقيه فرق مي‌كنه و با شك و ترديد زنگ خونشونو زديم، ظواهر امر چيزي را ثابت نمي‌كرد، هميشه فكر مي‌كردم اين بچه‌ها بايد شرايط خاصي داشته باشن… اما خبري نبود همه‌چيز عادي عادي… اما نه، وقتي كودك سه سال و نيم لب به سخن گشود، ديديم واقعا اين يكي با بقيه فرق داره، اون هم يك فرق اساسي، به طوري كه تمام زندگي خانواد‌ه‌ را معطوف خود كرده، اما چه فايده؟! آناهيتا كودك نابغه به جاي اين‌كه در شرايط خاص محيطي، آموزشي بزرگ شود و از بهترين امكانات رفاهي بهره ببره، در خانه‌اي در جنوب شهر تهران و وسايلي كاملا معمولي و امكانات جزيي و البته پشتكار و تلاش بي‌دريغ مادر پرورش مي‌يابه. او هم اكنون كلاس چهارم ابتدايي را تمام كرده و وارد كلاس پنجم مي‌شه، هر متني را به راحتي آب خوردن مي‌خونه، قادر به خواندن اشعار يا متن‌ها به صورت متضاد هم است.اين بچه آخر IQاست، اگرIQ تمام آدم‌ها بين 90 تا 110 بايد باشه تو آخرين تست هوشي كه از او گرفته شده يعني سه سالگي، دكتر بهشون گفته: چه نشسته‌ايد كه كودك شما جدي جدي نابغه است و IQ داره برابر 140.با شهناز شكري مادر آناهيتا صحبت كرديم كه شايد به ما هم كمك كنه براي داشتن يك بچه نابغه!!

چطور شد كه متوجه هوش آناهيتا شديد؟
شكري: چون ازدواج من و همسرم فاميلي بود، هميشه شوخي مي‌كرديم و مي‌گفتيم: بچه‌هامون يا عقب‌مونده مي‌شن يا نابغه. در دوران بارداري آزمايش‌ها نشون نمي‌داد بچه مشكلي داشته باشه، از همون دوران سعي مي‌كردم ارتباط نزديكي باهاش برقرار كنم، مدام صحبت مي‌كردم، برايش موسيقي‌هاي كلاسيك و سنتي مي‌ذاشتم و عكس‌العملش را مقايسه مي‌كردم، به همين ترتيب ارتباطش با دنياي اطراف قوي شد. وقتي هم به دنيا آمد هنگام لباس پوشيدن بهش مي‌گفتم حالا اين‌كه مي‌خوام تنت كنم بلوزته، حالا دست راست‌تو بده به من، حالا دست چپ و… تو همه كارها اونو هم شركت مي‌دادم.

كي زبون باز كرد؟
شكري: در شش ماهگي اولين كلمه را گفت، مامان البته نه كامل به صورت ماماما…
در هفت ماهگي بابا و در يازده ماهگي نزديك 24 لغت رو كامل ادا مي‌كرد. وقتي ديدم ارتباطش با محيط اينقدر بالاست، آروم آروم و فقط از روي كنجكاوي آموزش رو شروع كردم. چند حرف انگليسي رو نوشتم ديدم خيلي سريع داره ياد مي‌گيره، بعد يكساله كه شد رفتم سراغ كتاب اشكال، يادگيريش برام خيلي عجيب بود. براي همين كتاب فارسي اول ابتدايي را گرفتم و با اون پيش رفتيم. مثلا چند تا عكس مي‌ذاشتم اسماشونو زيرش مي‌نوشتم، وقتي نشون مي‌دادم، اسم زيرش را مي‌خواند بعد از مدتي، عكس‌ها را برداشتم، اسم‌ها رو جابجا مي‌نوشتم، خيلي راحت مي‌خواند. وقتي ديدم كتاب فارسي رو تا اين اندازه خوب ياد مي‌گيره من كه با ترديد جلو مي‌رفتم، مطمئن شدم و آناهيتا رو پيش روانپزشك بردم اما همه معترض مي‌شدن كه چرا اينقدر باهاش كار مي‌كنم، مي‌گفتن نبايد بهش زياد فشار بياري تا اين‌كه رفتم پيش دكتر جليلي – عضو انجمن پزشكان برتر دنيا در آموزش كودكان – ايشون برخلاف دكترهاي ديگه معتقد بود، آناهيتا ضريب هوشي بسيار بالايي داره بايد باهاش خوب كار كرد، مي‌گفت تا دو سالگي، تمام ارتباطات مغزش زنده‌ است، شما با هر قسمتي از مغزش كه كار كنين زنده مي‌مونه و با هر قسمتي كه كار نكنين آروم آروم تحليل مي‌ره و اين بزرگترين دلگرمي بود براي من كه احساس مي‌كردم نكنه آدم خودخواهي باشم و به خاطر اين‌كه فكر مي‌كنم يه بچه نابغه دارم، اذيتش مي‌كنم و ضربه مي‌زنم.

بعد از آن، آموزش‌ها را زير نظر پزشك دنبال كرديد؟
شكري: نه، باز خودم ادامه دادم، دكتر جليلي معتقد بود، خوب كار مي‌كنم. بيشتر آموزش‌ها عملي و تو محيط بيرون بود، مثلا پارك مي‌رفتيم در مورد گل‌ها، خاك، حيوانات و هر چي مي‌ديدم برايش توضيح مي‌دادم، آنهم با چه اشتياقي، مثل اين‌كه براي اولين بار بود كه مي‌ديدم.

آناهيتا بر اساس پيش‌بيني و ارزيابي پزشك پيش رفت؟
شكري: دكتر جليلي پيش‌بيني كرده بود، سه سال و نيم كه بشه بايد كلاس اول را شروع كنه در حاليكه اين اتفاق دو سال و پنج ماهه كه بود افتاد. او در سن هفت يا هشت سالگي ديپلم مي‌گيره.

همسرتان چطور؟ به شما كمك نمي‌كرد؟
شكري: چرا، بنده خدا وقتي شب‌ها خسته از سركار مي‌آمد تازه شروع مي‌شد، هر چي از صبح ياد گرفته بود رو مرور مي‌كرد‌، هميشه به او مي‌گم اگه منم اينطوري تشويق مي‌كردي حتما تا الان سه ، چهار تا دكتري گرفته بودم.

تحصيلات شما و همسرتان چيه؟
شكري: من كارشناس تاريخ هستم و او كارشناس حسابداري.

چند درصد هوش آناهيتا ارثي و چند درصد به آموزش مربوطه؟
شكري: دكتر مي‌گه: 70 درصد ارثي است و تنها 30 درصد به آموزش ربط داره.

الان كلاس چندم است؟
شكري: كلاس چهارم ابتدايي رو تموم كرد.

توان نوشتن هم داره؟
شكري: تا حدودي بله، ضمن اين‌كه بالاتر از 130 تا شعر حفظ كرده، حافظه‌اش پذيرش دامنه لغات بسيار وسيعي داره، بچه‌اي كه سه سال رو تموم مي‌كنه بايد 900 كلمه بگه اما آناهيتا در دو سال و پنج ماهگي 1920 كلمه مي‌گفت.

الان چه اطلاعات ديگه‌اي داره؟
شكري: در خصوص رنگ‌هاي اصلي و فرعي، مثلا چه رنگ‌هايي سبز را مي‌سازن، دسته‌بندي حيوانات مثلا سخت‌پوستان، اهلي، وحشي، در خصوص زيستگاه و خوراكشان و…
ضمن اين‌كه عاشق ستاره‌شناسي است و به فرهنگسراي نياوران مي‌ريم براي آموزش ستاره‌شناسي، حالا منتظر يك شب صاف هستيم تا او را به رصدخانه ببريم.

كلاس ورزش هم مي‌رود؟
شكري: بله ژيمناستيك، اسكيت،‌ شطرنج هم يك شب در ميان با پدرش كار مي‌كند، كلاس ارف هم به آن اضافه كنين.
آناهيتا رو به آموزش و پرورش و يا موسسات دولتي ديگه معرفي كرديد؟

شكري: بله اما چه فايده، رفتم بهزيستي گفتم چنين بچه‌اي دارم چه امكاناتي براي او وجود دارد؟ گفتن: هيچي، ما براي بچه‌هايي كه ناتوان هستند، امكانات جزيي داريم.
آموزش و پرورش و مركز استعدادهاي درخشان هم گفتن از كلاس پنجم به بالا آموزش داريم. الان سنش نرسيده. ضمن اين‌كه منو سرزنش كردند چرا تو كارشان دخالت كردم نبايد آموزش رو شروع مي‌كردم بايد اجازه مي‌دادم مثل بچه‌هاي ديگه رشد كنه گفتم اون‌وقت چه فرقي بين كودك نابغه و عادي وجود داره؟ حتي براي تست هوش رفتم بهزيستي گفتن بايد از وزارت كشور يا استعدادهاي درخشان نامه بياري، وقتي زنگ زدم جواب دادن: بگذاريد پنج سالش بشه، با بچه‌هاي كلاس اولي ثبت‌نام كنه سركلاس‌ها نياد و بعد آخر سال امتحان بده اگه نمره‌هاش خوب بود مي‌فرستيم تست هوش…

آخه با اين همه مانع چطور يك بچه نابغه مي‌تونه پيشرفت كنه؟!غير از آموزش، محيط و شرايط هم دخيل است؟
شكري: تغذيه اهميت ويژه‌اي داره، من خيلي از مادرها رو ديدم خوراكي‌هاي جورواجور مثل پفك و كيك مي‌خرند اما من شايد ماهي دوبار اين كار را انجام مي‌دم. محيط هم صددرصد موثره… محيطي بدون تنش و آروم.

شما به مادران مشاوره نمي‌دهيد؟
شكري: تا چند وقت پيش خيلي‌ها زنگ مي‌زدن، از شهرهاي مختلف، من هم هر كاري ‌مي‌كردم به اونها هم مي‌گفتم، اما تقريبا هيچكدوم جواب نگرفتن، به طوري كه الان كسي زنگ نمي‌زنه. من گفتم كه 70 درصد به ژن بچه مربوط مي‌شود و ارثي است. هيچگاه يك بچه نرمال را با آموزش نمي‌شه نابغه كرد حتي برعكس ممكنه ضربه هم بخوره. يك كودك نابغه مثل يك دونه گندم مي‌مونه كه اگه بكاريم تو بيابون هيچي ‌بار نمي‌ده و اگه در زمين معمولي بكاريم محصول خوبي مي‌ده و اگر بكاريم در بهترين زمين با بهترين كود و آبياري خوب يك محصول استثنايي تحويل مي‌گيريم، پس در وهله اول بچه بايد مايه اوليه رو داشته باشه.

كلاس چهارم را هم چنان در منزل با آناهيتا كار مي‌كنيد؟
شكري: بله، فقط براي آزمايش‌هاي علوم آموزش و پرورش و استعدادهاي درخشان و انجمن ملي نوابغ اجازه ندادن از آزمايشگاه علوم استفاده كنه، اما اين مشكل را فرهنگسراي خاوران حل كرد و اجازه داد آناهيتا همراه با بچه‌هاي ابتدايي به آزمايشگاه بره.

در آخر، مطلبي مانده از استعدادهاي آناهيتا كه نگفته باشيد؟
شكري: توانايي‌هاي او بالاتر از اين‌هاست كه بتونم توضيح بدم، فراموش كردم استعداد عجيبش در مورد تشخيص صداي استاد شجريان، همايون، ساز عليزاده، كلهر و… را بگويم گروه سنتي و سازها رو به‌خوبي مي‌شناسه، حالا قراره هفته‌اي يك بار تحت نظر پزشك باشه و تست شود. همين جا مي‌خوام از خانواده خودم تشكر كنم از مادر و پدرم كه هر وقت به كرمانشاه مي‌رفتيم با صبوري با او كار مي‌كردن و همه‌جوره ما رو ياري كردن، همين‌طور همسرم شهاب كه من و آناهيتا رو جدي گرفت. در آخر خدا رو به خاطر اين نعمت شكر مي‌كنم و از شما متشكرم.

فضانورد روسي در تهران
براي نخستين بار، مركز علوم و ستاره شناسي تهران (وابسته به شهرداري منطقه يك) ميزبان يكي از فضانوردان جهاني خواهد بود كه همزمان با پنجاهمين سالگرد پرتاب نخستين ماهواره به فضا، به كشورمان سفر كرد.
گئورگي ميخائيلويچ گرچكو در 25 مي 1931 در لنينگراد به دنيا آمد. در سال 1949 در دبيرستان متوسطه لنينگراد مدرك خود را گرفت و در سال 1955 دانشكده مكانيك نظامي لنينگراد را با درجه مهندسي مكانيك به اتمام رساند. در سال 1967 از دكتراي علوم فني با رساله‌اي در مورد محاسبه سامانه فرود لونا 9 و لونا 16 در ماه دفاع كرد. در سال 1975 عضو فعال آكادمي بين‌المللي آستروناتيك (فضانوردي) در سال 1975 عضو افتخاري آكادمي علوم چكسلواكي، هفدهم فوريه 1984 دكتراي علوم فيزيك – رياضي عضو آكادمي علم و تجارت بين‌المللي دريافت كرده و بيش از 28 مقاله منتشرشده علمي دارد. در سال 1984 كتاب «در كادر سياره» را نوشت. در سال 1959 عنوان مهندس ارشد از سال 1961 رييس گروه بخش هفدهم دفتر شماره يك طراحي و ساخت سامانه‌هاي فضايي و بالاخره در سال 1966 به عنوان رييس گروه آزمايشگر دستگاه‌هاي كيهاني انتخاب شد.از 21 فوريه 1975 مربي درجه سه فضانوردان آزمايشي، از هجدهم مي 1978 مربي درجه دو فضانوردان آزمايشي، از اول ژوئن 1983 مربي درجه يك و معاون بخش انتخاب شد.از 22 مي 1986 دانشكده فيزيك جو فعاليت داشت. ششم ژوئيه 1986 تا اول مارس 1992 سرپرست آزمايشگاه تحقيقات جو زمين از طريق وسايل فضايي.نخستين پرواز فضايي او در يازدهم ژانويه تا نهم فوريه 1975 به عنوان مهندس سفينه سايوز 17 در ايستگاه مداري سالوت 4 صورت گرفت و 29 شبانه‌روز و سيزده ساعت و نوزده دقيقه و 45 ثانيه طول كشيد.
دومين پرواز فضايي را از دهم دسامبر 1977 به همراه يوري رامانتكو با سايوز 26 در ايستگاه مداري سالوت 6 انجام داد كه پروازي ركوردشكن بود و تا شانزدهم مارس 1978 به مدت 96 شبانه‌روز و ده ساعت و هفت ثانيه ادامه داشت.پرواز سوم و آخرين سفرش به فضا را هفدهم تا 26 سپتامبر 1985 به عنوان مهندس سفينه سايوز تي 14 در ايستگاه سالوت 7 انجام داد و هشت شبانه‌روز و 21 ساعت و سيزده دقيقه و شش ثانيه در فضا به سر برد.
گفتني است نمايشگاه فضانوردي در مركز علوم و ستاره‌شناسي تهران با همكاري فرهنگسراي ملل و سيروس برزو كه سالها در زمينه نجوم و فضا تحقيق انجام داده و با فضانوردان زيادي از روسيه آشنا مي‌باشد اين نمايشگاه برگزار شد..


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 20:52 - یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

گفتگوی جدید و خواندنی با مهناز افشار

با اینکه مهناز افشار به عنوان ستاره سینمای تجاری ایران شناخته می شود، اما گزیده کاری او در سال ۸۶ و پاسخ اش به «دعوت» ابراهیم حاتمی کیا نشان از علاقه به تغییر جایگاه او از ستاره صرف بودن به بازیگری تجربه گرا است.

افشار در این سال ها پول سازترین بازیگر زن سینمای ایران بوده و حضورش در فیلم ها، تا حدودی گیشه را گارانتی کرده است. او در چند سال اخیر در کنار حضور در فیلم های تجاری، منتظر تجربه فیلم ها و نقش های متفاوت نیز بوده است و بازی در فیلم هایی مانند سالاد فصل (فریدون جیرانی)، کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) یا چه کسی امیر را کشت (مهدی کرم پور) نشان از علاقه افشار به نوعی دیگر از سینما نیز دارد. «انعکاس» ساخته رضا کریمی بیستمین فیلم سینمایی کارنامه هنری مهناز افشار است. با اینکه این فیلم هم در زمره آثار بدنه سینمای ایران طبقه بندی می شود، اما اثری خوش ساخت و حرفه یی است که یک مهناز افشار متفاوت دارد. نقش افشار و حتی گریمش در «انعکاس» به هیچ کدام از فیلم های قبلی او شباهتی ندارد. بهتر است فیلم را اول ببینید تا قضاوت راحت تر شود.

● چرا امسال برعکس سال گذشته اینقدر کم کار بودید؟
بعد از فیلم «تسویه حساب» خانم میلانی، با خودم گفتم مهناز افشار، دیگر بس است. دیگر داری خیلی شلوغ می کنی. قبل از آن هم « محاکمه» و « رئیس» را کار کرده بودم. اتفاقاً در این دوره فیلمنامه هایی هم که می خواندم بعضی هایشان بد نبود اما تصمیم گرفتم کار نکنم تا اینکه فیلمنامه «انعکاس » به دستم رسید و بازی در آن را قبول کردم.

● آن موقع هم می خواستید بروید سر کار «کلاغ پر» و کمی طول کشید تا جواب نهایی را بدهید…
بله. همان اول که این فیلمنامه را خواندم داستانش جذبم کرد. احساس کردم سوژه خاص و بکری است که تا به حال در سینما نداشته ایم. اما به نظرم هنوز نپخته می آمد. البته دوستان هم لطف کردند، نشستند بازنویسی کردند و سرانجام به نتیجه رسیدیم که کار کنیم.

● نقش تان در بازنویسی تغییر کر د؟
نه، پایه داستان که تغییر نکرد و همان متفاوت بودن و خاص بودن سوژه را داشت. اما خب یکسری گره ها و منطق هایی که لازم بود در طول قصه باشد، گنجانده شد.

● کاراکتر نسیم به نظرتان چه ویژگی یی داشت ؟
فکر می کنم اولین قصه یی بود که من خواندم و دیدم که کلیت کار روی دوش کاراکتر زن فیلم است و بسیار جای کار دارد. امیدوارم از پس اش برآمده باشم. به هر حال قصه، انتخاب بازیگر، دفتری که قرار بود با آن کار کنیم و کارگردان فیلم همه برایم مهم بود و همه این عوامل دست به دست هم دادند که در این فیلم همکاری داشته باشم.

● درباره ویژگی خود کاراکتر نسیم نگفتید. . .
خیلی خاص بود. من در بیشتر کاراکترهایم یک دختر شوخ و اصولاً کاراکترم برون گرا است. اما نسیم خیلی درون گرا بود و بازی زیرپوستی داشت. حتی در فیلم کلام زیادی از طرف نسیم گفته نمی شود و بیشتر بازی اش در سکوت و اضطراب است. کلاً درون گرا بودن این کاراکتر خیلی من را جذب کرد.

● معصومیت کاراکتر هم خیلی خوب درآمده چون در آغاز فیلم هنوز تماشاگر نمی داند که نسیم خیانت کرده یا نه و این حس معصومیت همراه با شیطنت و دلشوره باید به تماشاگر همزمان منتقل شود.
دقیقاً. اصلاً دووجهی بودن این شخصیت جالب است. من همیشه معتقدم یک کار خاکستری بودنش مهم است نه اینکه مطلق سیاه یا سفید. این خاکستری بودن کمک می کند که تماشاگر تا انتهای فیلم برود و منتظر کشف جدیدی باشد. این ویژگی هم در کاراکتر نسیم و هم در کلیت داستان وجود داشت.

● گریم چقدر به نوع بازی شما کمک کرده بود؟ چون گریم تان خیلی متفاوت با گذشته است.
بسیار زیاد. من جزء بازیگرانی هستم که گریم و لباس روی بازی و حس درونی ام تاثیر می گذارد و خیلی خوشحالم که در دو فیلمی که کاراکتر خاص داشتم آقای مهرداد میرکیانی طراح گریم بود؛ یکی «سالاد فصل» و یکی هم این فیلم.

● با بقیه بازیگران چقدر راحت بودید؟ ظاهراً تا به حال با آنها کار نکرده بودید؟
خیر، تا به حال با این دو عزیز کار نکرده بودم. آقای کامبیز دیرباز بسیار پرانرژی و باانگیزه بودند. آقای گودرزی را هم که قبلاً تعدادی از کارهایشان را از تلویزیون و سینما دیده بودم، بسیار خوب ظاهر شدند. من هم خدا را شکر آدمی هستم که با کسی زیاد مشکل پیدا نمی کنم. همیشه سعی می کنم با بازیگر مقابل بده بستان کاری داشته باشم.

● فیلمنامه اولیه به نظر شما چه نقایصی داشت ؟
من اصولاً آدم رکی هستم و همه این را می دانند. به خاطر اینکه وقتی آدم رک باشد آدم ها تکلیف شان مشخص است. روزی که نسخه اولیه فیلمنامه را خواندم به نظرم اشکالاتی داشت. بعد جلسه یی با آقای حاجی میری و آقای دکتر کریمی (نویسنده فیلمنامه)، خانم موگویی، آقای دیرباز، آقای گودرزی و بقیه دوستان داشتیم، من نگرانی هایم را گفتم. من بیشتر نگرانی ام درباره آقای حاجی میری بود چون از قبل با آقای کریمی صحبت کرده بودیم و تکلیف روشن بود. وقتی با ایشان سر میز مذاکره نشستیم، دیدم که هدف شان این است که یک فیلم با دیدگاه منطقی و درست تولید کنند. سوژه فیلم جای تولید یک فیلم سوء استفاده گرا را داشت که خوشبختانه اینگونه نشد. آقای حاجی میری خیلی منعطف بودند و در طول کار هم به هر حال یکسری نظریات از طرف ایشان می آمد. حتی یک بار به ایشان اعتراض کردم که چرا حضور فیزیکی ندارید و اگر داشتید شاید انتقال ها راحت تر انجام می شد که خب ایشان گرفتار بودند و به هر دلیلی نمی توانستند بیایند. البته ایشان بعدها جوابی منطقی دادند و گفتند من اگر خودم کارگردان نبودم حتماً می آمدم. ایشان با دید کارگردانی شان ممکن بود ایراداتی به نحوه ساخت فیلم بگیرند و حرف شان منطقی بود چون این فیلم را قرار بود آقای کریمی بسازند. اما باز هم به عنوان بازیگر دوست داشتم آقای حاجی میری حضور فیزیکی می داشتند که چه بسا در نتیجه کار تاثیر بهتری می گذاشت.

● به نظر شما نقش نسیم در قصه اول چه چیزهایی کم داشت ؟
کمی خام بود که بعد پخته شد یعنی فهمیدیم نسیم چه پیش زمینه یی دارد. در مجموع شناسنامه نسیم مشخص شد. شناسنامه داشتن کاراکترها خیلی مهم است چون بازیگر آن می تواند راحت تر ایفای نقش کند. البته آن زمان فکر می کردم یکسری سکانس ها هم اضافی است ولی الان متوجه می شوم که چون قصه خیلی لب مرز حرکت می کند، وجود چنین سکانس هایی لازم است.

● برای درآوردن نقش چقدر آزادی عمل داشتید؟
برای اولین بار در این پروژه آزادی عملم کمتر بود. آن لحظه برایم سخت بود. وقتی با آقای کریمی صحبت می کردیم و نظرهای آقای حاجی میری هم به ما می رسید فکر می کردم چرا برای ایفای نقش آزاد نیستم. ولی الان که اینجا نشسته ام و صحبت می کنم فکر می کنم به خاطر متفاوت بودن قصه و لب مرز بودنش لازم بود کمی محتاط عمل کنیم.

● در پروژه های دیگر آزادی عمل بیشتری بهتان می دادند؟ مثلاً سر کار آقای کیمیایی ؟
البته. اصولاً کارگردان ها به بازیگر آزادی می دهند تا بازیگر از خلاقیتش هم استفاده کند. چون اگر بخواهی سفت بگیری اصلاً فیلم درنمی آید. چون به هر حال من به عنوان یک بازیگر ایده و نظر و فکر دارم و می روم می نشینم روی نقش کار می کنم. برایش شناسنامه درمی آورم و با آن همذات پنداری می کنم. من با آقای کیمیایی هم که کار کردم بسیار ایشان انعطاف داشتند و صحبت ها را قبول می کردند. الان هم که سر کار آقای حاتمی کیا هستم بسیار ایشان منعطف هستند و خیلی خوب حرف ها را گوش می دهند. تا الان که مشکلی نداشتم.

● یک ویژگی کار حاتمی کیا دورخوانی های قبل از کار است. چقدر به شما کمک می کند؟
بله. خیلی متفاوت است. ما دورخوانی فراوانی داریم. سر صحنه هم که می رویم اول تمرین می کنیم و همه چیز مشخص می شود و بعد فیلمبرداری آغاز می شود. این خواست خود ایشان است و به من مهناز افشار هم بسیار کمک می کند.

● «انعکاس» چه جایگاهی در کارنامه بازیگری شما دارد ؟ فکر می کنم بیستمین فیلم تان باشد.
بله. فکر می کنم کم کار نکرده ام. من دوازده، سیزده سال است که دارم در سینما کار می کنم. هیچ توقعی هم ندارم و در سینما سقفی نمی بینم. بدون هیچ ادا و غروری کار می کنم و سعی می کنم اطلاعات و دانشم را بیشتر کنم. ورزش می کنم، کتاب می خوانم و فیلم می ببینم. انتقادها را هم می پذیرم و نظرها را می شنوم. درباره «انعکاس» هم فکر می کنم نتیجه کار را مردم باید مشخص کنند. ما بازتابش را از مردم و منتقدانی که بدون غرض ورزی نظر می دهند باید بگیریم و آن وقت خواهیم فهمید که «انعکاس» چطور فیلمی است.

● اولین کارتان سریال «گمشده» بود که ظاهراً الان هم دارد دوباره پخش می شود؟
بله. مجموعه «گمشده» بود که البته الان پخش اش تمام شده.

● دهه ۷۰ دهه شروع کار و تثبیت شما بود با فیلم های «نگین»، «شور عشق» و «شیرهای جوان». در اوایل دهه ۸۰ به عنوان ستاره کاملاً جا افتادید و فیلم هایتان تا سال ۸۵ فروش خوبی کرد. فکر می کنم از سال ۸۶ کم کم دارید به سمت تجربه های متفاوت پیش می روید.
بعضی ها به من می گویند بازیگر تجاری ، اما به نظر من هیچ اشکالی ندارد که یک بازیگر فیلمی ارزشمند در کارنامه اش داشته باشد که باعث رونق سینمای ایران هم بشود. این یک حسن است و کسی نمی تواند ایراد بگیرد چون اگر سینما رونق نداشته باشد کسی فیلم نمی بیند تا بعدش فیلم های ارزشمند هم تولید شود. ولی این را قبول دارم که من بازیگر، اگر فیلم پرفروشی دارم باید حتماً فیلم باارزشی هم باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد. خب به هر دلیلی آدم اشتباه هم می کند. اوایل کار هم ممکن است یکسری فیلم ها در کارنامه ام باشد که به دلیل کم تجربگی و اینکه می خواستم وارد سینما بشوم و تجربه کسب کنم بازی کرده ام. من در دبیرستان علوم تجربی خوانده ام و بعد ادامه تحصیل دادم و تدوین خواندم. یعنی الکی وارد سینما نشدم. با یک دیدگاه وارد شدم. بعد هم کلاس های بیان آقای سمندریان را رفتم. کتاب خواندم و فیلم دیدم و تمرین کردم. به هر حال هر فیلمی تجربه یی بود برای فیلم بعدی. ممکن است فیلم هایی در کارنامه من باشد که من از نتیجه اش اطلاع نداشتم و خوب درنیامده باشد آن هم به هزار دلیل. الان که فکر می کنم، می بینم هر انتخابی که کرده ام آن لحظه دلیلی برای خودش داشته و دوست داشته ام. تمام فیلم هایی که در کارنامه ام هست به خاطر وقت و انرژی که برایش گذاشتم برای من قابل احترام است چه بسا که ممکن است بعضی هایشان هم نتیجه خوبی نداشته باشند.
● از جایگاهتان در سینما راضی هستید؟
الان که از جایگاه خودم راضی نیستم. نه شعار است و نه ادا و اصول. ضمناً نمی دانم چرا یک عده با من مشکل دارند و دوست ندارند مهناز افشار ترقی کند…

● چه کسانی؟ از بین سینماگران یا مردم ؟
مردم که نه. بالاخره هر کسی را عده یی دوست دارند و عده یی نه. در خود سینما منظورم است. من فکر می کنم کارهای متفاوتی کرده ام. اگر «شور عشق» را بازی کردم یا «خاکستری» و «نگین»، همزمان «کارگران مشغول کارند » را هم دارم یا فیلم هایی مانند «چه کسی امیر را کشت ؟»، «آتش بس» یا «سالاد فصل». وقتی نگاه می کنم، می بینم که بیشتر کاراکترهایی که کار کرده ام متفاوت هستند و هیچ کدام یک مدل نیست. برخی کم لطفی ها آدم را سرد می کند. البته شاید هم تقصیر خودم باشد. ممکن است روند کاری ام را درست انجام نداده باشم. یک کار خوب انجام داده ام و بعدش یک کار ضعیف کرده ام و آدم ها مانده اند که بالاخره مهناز افشار تکلیفش چیست؟ می خواهد فیلم خوب بازی کند یا نه ؟ می توانم بگویم که خودم هم تقصیر داشته ام. اما به هر حال از انتخاب کارهایم خیلی ناراضی نیستم برای اینکه سعی کردم کاراکترهای متفاوتی را تجربه کنم و امیدوارم بتوانم کارهای بهتری انجام دهم.

● فکر می کنید چرا سایه «شور عشق» هنوز بالای سرتان هست و از بین نمی رود؟
علت دارد. برای اینکه «شور عشق» فیلمی بود که برای بار اول در سینمای ایران درباره یک دختر و پسر جوان ساخته شد و برای خیلی ها بت شد. این مضمون در آن زمان خیلی مهم بود اما شاید اگر الان ساخته شود، دیگر استقبالی از آن صورت نگیرد. این فیلم چون سکوی پرتابی برای من و آقای رادان بود خیلی ها ما را هنوز هم به این دو فیلم وصل می کنند. به نظر من در هر صنفی، هر کس یک استارت و یک سکوی پرتاب دارد و البته این نقطه استارت همیشه در پرونده اش هست. حالا یا می تواند خیلی قوی باشد یا خیلی ضعیف. به هر حال آدم ها بک گراندشان را نمی توانند پاک کنند. من هم خوشحالم که بک گراند بدی ندارم. «شور عشق» هم خیلی فیلم بدی نبوده. . .

● البته تنها زرشک سینمای ایران هم نصیب این فیلم شد…
بله و اتفاقاً من خیلی از این بابت خوشحالم. به نظرم فیلم دیده شد. چرا مراسم اعطای زرشک زرین فقط یک سال انجام شد و فقط هم به «شور عشق» داده شد و تمام؟

● سکوی پرتاب شما و بهرام رادان با هم بود. بهرام رادان عامدانه رفت به سمت تجربه گرایی و این باعث شد کارنامه قابل اعتنایی داشته باشد و دو سیمرغ هم بگیرد. اما با این وجود او دیگر جایگاه یک استار را در سینمای ایران ندارد. اما شما انتخاب هایتان طوری بوده یا پیشامد این بوده که جایگاهتان را به عنوان استار تثبیت کرده اید. فکر می کنید این عامدانه بوده یا اینکه شرایط شما را پیش برده؟
نمی دانم این حرفی که می زنم در این زمانه درست است یا نه. ممکن است به نظر عده یی خنده دار بیاید. اما من به شدت به سرنوشت اعتقاد دارم. البته در کنارش تلاش و تفکر و بینش درست را در نظر دارم. به هر حال درباره هر فیلمی فکر می کردم و تصمیم می گرفتم و انتخاب می کردم اما معتقدم که سرنوشت من این طور رقم خورده و دارم در مسیری هدایت شده در کائنات حرکت می کنم. خداوند من را در این مسیر گذاشته و بعد هم به مهناز افشار گفته که خب حالا خودت چقدر توان و دانش داری ؟

● خودتان کدام را بیشتر می پسندید؛ جایگاه یک استار یا یک بازیگر تجربه گرا با نقش های متفاوت؟
من هردویش را در کنار هم می پسندم.

● این ممکن هست ؟
بله. نمی خواهم بگویم این اتفاق برای من افتاده اما می خواهم بگویم سعی کردم فیلم هایی را بازی کنم که مردم دوست داشته باشند و از آن استقبال کنند و در عین حال آدم های اهل فکر بدون غرض ورزی از آن تعریف کنند. برای من ارزشمند است که یک کارگردان یا نویسنده یا خبرنگار و آدم هایی که اهل فکر هستند بگویند خانم افشار فلان کارتان چقدر خوب بود. پس یعنی من آن مسیر را هم تجربه کرده ام.

● فکر می کنید مهناز افشار وقتی می رود در فیلم هایی مثل «چه کسی امیر را کشت» یا «کارگران مشغول کارند» بازی می کند، به خاطر قابلیت های بازیگری اش است یا به خاطر استار بودن او را انتخاب می کنند تا فیلم بیشتر دیده شود؟
در مورد فیلم «کارگران مشغول کارند» آقای مانی حقیقی به من گفتند وقتی بازی من در «سالاد فصل» را دیدند، خوش شان آمد و خواستند من در فیلم شان حضور داشته باشم. در مورد «سالاد فصل» هم من قبلش فیلم خیلی شاخصی نداشتم و اگر توجه خاص آقای جیرانی و حتی اصرارهای آقای شریفی نیا نبود این اتفاق نمی افتاد. جا دارد که از هر دویشان تشکر کنم.

● در این چند سال دو، سه نقش دو بازی کردید که خوب اما خطرناک بود…
بله بسیار خطرناک بود و می توانست من را کاملاً به گوشه یی پرتاب کند. اما خوشبختانه نتیجه این کارها خوب از آب درآمد.

● چطور شد که برای «سالاد فصل» انتخاب شدید؟
در فیلم «خاکستری» آقای جیرانی را در اتاق تدوین می دیدم. همیشه سبک آقای جیرانی را دوست داشتم و البته الان هم دوست دارم. گفتم بالاخره اتفاق به وقتش خواهد افتاد. گذشت و آقای شریفی نیا گفتند آقای جیرانی می خواهند فیلم بسازند و من رفتم و قسمت شد که بازی کنم. وقتی فیلم تمام شد آقای جیرانی گفتند خیلی خوب بودی و شاید من باید این نقش را گسترش می دادم.

● بازی در «چه کسی امیر را کشت» چگونه پیش آمد؟
یادم است که از طرف آقای کرم پور فیلمنامه یی به من رسید که بخوانم. دیدم خیلی کار نویی است، عوامل و بازیگران خیلی خوبی هم دارد. البته برای بازی در این فیلم واقعاً خیلی ترس داشتم چون فکر می کردم مهناز افشار میان این همه بازیگر پیشکسوت و بزرگ چه می خواهد بکند؟ ولی بعد دیدم چه محک خوبی است. آدم به خودش می گوید سعی کن کم نیاری و خیلی خوب باشی. هیچ وقت لطف آقای شکیبایی را یادم نمی رود که من را دیدند و گفتند وقتی سالاد فصل را دیدم، متوجه شدم از نوک پا تا نوک موهایت بازی می کنی. اصلاً باور نمی کردم آقای شکیبایی این حرف را به من بزند. چقدر خالص و چقدر بی عقده و بزرگوار. این حرف را حتی اگر ایشان فقط برای خوشحال کردن من گفته باشد به من انرژی می دهد و برای من خیلی ارزشمند است. یکسری دوستان در سینما به من کم لطفی کردند اما خدا را شکر دوستانی هم داشتم که به من کمک کردند در سینما بمانم. فیلمنامه «چه کسی امیر را کشت؟» را که خواندم، آقای شکیبایی هم آنجا بودند و دوست داشتم باز هم با ایشان کار کنم. البته با هم بازی نداشتیم ولی نقش عجیب و متفاوتی بود. من همیشه دوست دارم نقش های متفاوت و عجیب و غریب بازی کنم. مثلاً آرزویم این است که نقش آنتونی کویین در گوژپشت نتردام را بازی کنم.

● خب اینکه هیچ وقت امکان پذیر نخواهد بود…
عیب ندارد. نقش زنش را که می توانم بازی کنم، (می خندد) متاسفانه در سینمای ایران یا باید نقش دیوانه یا معتاد را بازی کنی تا دیده شوی. هیچ وقت نقش های رئال دیده نمی شوند، در صورتی که در سینمای جهان نقش های رئال جایگاه ویژه یی دارند.

● خیلی از بازیگران به خصوص خانم ها به سمت تجربه های دیگری در سینما مانند کارگردانی رفته اند. شما چنین قصدی ندارید؟
فعلاً قصد کارگردان شدن ندارم. ورود به هر رشته یی تخصص و تجربه می خواهد اما چون قبل از بازیگری تدوین خوانده ام و کارهای فنی را هم دوست دارم، شاید یک روز با اجازه استادان به سمت فیلمبرداری بروم یا با اجازه تهیه کنندگان، تهیه کننده شوم. البته یک قصه کوتاه هم دارم که بدم نمی آید آن را بسازم. این قصه از باورهای خودم ناشی شده و شاید محک خوبی برایم باشد.


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 20:49 - یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

روانشناسی ابروها

روانشناسی ابروها

در بررسی هایی که بر روی شکل ابروها و رابطه آنها با شخصیت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هر شکلی از ابرو با شخصیت صاحب آن رابطه دارد.

در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:

۱- ابروهای نرم و کم پشت نشانه ناپختگی و بی تجربگی است.

۲- ابروهای پرپشت نشانه تحرک زیاد و پرانرژی بودن است.

۳- ابروهای بلند نشانه ثبات شخصیت و تلاش و کوشش فراوان است.

۴-  ابروهای کوتاه نشانه عدم استواری و خیالاتی بودن است.

۵- ابروهای پیوسته نشانه حساس بودن است.

۶- ابروهای دور از هم نشانه ضعف و انزوا طلبی و ناپختگی است.

۷- ابروهای نزدیک به چشمها نشانه اراده قوی و تمرکز ذهن است.

۸- ابروهای صاف نشانه شخصیت محکم و لجباز است.

۹- ابروهای کمانی نشانه نیرو و نشاط و گرمی است.

۱۰-  ابروهایی که انتهای آنها به سمت بالاست نشانه جرأت و نشاط و شادمانی است.

۱۱-  ابروهایی که انتهای آن افتاده است نشانه پیچیدگی شخصیت و اضطراب است.

به طور کلی می توان گفت:

ابروهای پرپشت: نشانه فعالیت، ابروهای بلند: نشانه اراده، ابروهای بالا : نشانه جرأت و ابروهای کمانی: نشانه گرمی و اشتیاق است.


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 20:43 - یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

ُاس ام اس های نیمه شب


-1
سلام
نيمه شبت بخير

من يه سوال داشتم جون به تازگي يه خرس خريدم

تو نميدوني خرس اي نر بود يا ماده

-2
وحشتناكترين كابوس توام


-3
مشترك گرامي اينsms جهت بيدار كردن شما ميباشد لطفا" لبخند زده و دوباره بخوابيد(روابط عمومي حال گيران)


-4
فردا صبح بهت زنگ ميزنم


-5
مي خواستم ببينم شبا كه ميخوابي گوشيتو خاموش ميكني كه سره كارت نذارن


-6
خيلي ببخشيد بد موقع مزاحم شدم خواستم ببينم آب خوردي آفتابه رو كجا گذاشتي


-7
ميبخشيد بد موقع مزاحم شدم ! راستش رو بخواهيد يه سوالي داشتم خيلي وقته ذهنمو مشغول كرده...
ميخواستم بپرسم.............ميخواستم........... ...اصلا ولش كن باشه براي بعد!خوب؟


-8
ميگم پاشو چند تا اس ام اس بفرستيم اينور اونور مردومو بيدار كنيم.حال ميده


sms-9
زدم كه بهت بگم پات از زير لحاف بيرون زده


-10
ببخشيد بد موقع مزاحم شدم........سؤال مهمي برام پيش اومده بود....
ايران كه روزي چند ميليون بشكه نفت صادر ميكنه بشكه هارو پس ميگيره يا نه؟!


-11
اين وقت شب بهت اس ام اس دادم تا بجاي اينكه تو خوابو رويا منو ببيني تو بيداري به يادم باشي!


-12
ببخشيد توپم افتاده بود!


-13
شتر در خواب بيند پنبه دانه sms زدم بالشتتو نخوري.


-15
ببخشيد بد موقع مزاحم شد ....خواستم بدونم هواپيما بوق داره يا نه؟!


-16
ببخشيد بد موقع مزاحم شدم
خواب بودين بعدا" مزاحم ميشم.


-17
خواستم حالتو بگيرم وگرنه من كه باحات كاري ندارم.


-18
مشترك گرامي آيا ميدانيد پيام كوتاه در نيمه شب نيم بها محاسبه ميگردد؟!


-19
آخ ببخشيد اشتباه فرستادم


-20
انرژي هسته اي
.

.


.

.

بخواب بابا خسته اي

-21
تا تو باشي كه گوشيتو روشن نذاري


-22
اگه خوابت نميبره بشين گوسفندارو بشمار


-23
مشترك گرامي پاشو برو مسواك بزن بعد بگير بخواب


-24
از خواب بلند شو

برو جلوي شير آب

با خلوص نيت وضو بگير

و بيا دو ركعت نماز بخون

بعد از نماز بشين و 333 بار بگو
.

.

.
انرژي هسته اي حق مسلم ماست


-25
ببخشيد بيدارتون كردم ....خواستم يادآوري كنم كه
.
.
شبا كه ما ميخوابيم آقا پليسه بيداره


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 20:55 - یکشنبه نوزدهم اسفند 1386

لطیفه



داشتيم تو جاده ميرفتيم كه چشمم افتاد به يه تابلو كه روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل

 

تو كوله بارت عشق ميزارم كه بگذريم،قلب ميزارم كه جا بدي،اشك ميدم كه همراهيت كنه و مرگ كه بدوني باز بر مي گردي پيشم

 

گر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نميکنم...اگر زندگي بلد نباشم زندگي نمي کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو ياد ميگيرم

 

اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي

 

وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقشون پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني

 


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 20:52 - یکشنبه نوزدهم اسفند 1386

جوک

يارو ميگه اون بالا چي كار ميكني ميگه دارم توت ميخورم ميگه اين كه درخت چناره ميگه توت تو جيبمه
________________________________________
یه ترکه تو قرعه کشی بانک شرکت میکنه براش شش ماه زندون در میاد
________________________________________
يه تركه ميره استاديوم تو استاديوم همش بالاسرش نگاه ميكرد بهش ميگن بنده خدا چرا مسابقه رو

نمي بيني ميگه : ايلده دنبال كلمه زنده ميگردم
________________________________________
يه تركه چشماش رو باز ميكنه گوشاش نمي شنوه
________________________________________
غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد وگفت: ولي تو كه اسلحه نداري.

 غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نمي‏توني

بري؟
________________________________________
تركه ميخواسته بره دنبال دوست دخترش باهم برن بيرون ! خلاصه تو راه ميبينه يه پسر تهرونيه رفته جلو

 خونه دوست دخترش دوست دخترشم تو آشپزخونس ! پسر تهرونيه ميگه پاشو بيا بريم بيرون ، دختره

ميگه نه كار دارم بابام بهم گفته ظرفارو بشور پسر تهرونيه شاكي ميشه ميگه بابات گه خورده ميگم بيا

پايين تركه كف ميكنه خلاصه مياد تريپ بچه تهرونيرو بذاره ميره دمه خونه دوست دخترش آيفون رو ميزنه

به دوست دخترش ميگه بياد دمه پنجره ، دوست دخترش مياد ميگه چيه ؟ تركه ميگه لباس بپوش بريم

بيرون ، دختره ميگه كار دارم نميتونم بيام ، تركه يه دفعه داد ميزنه ميگه بابات گه خورده بهت ميگم بيا

پايين !!
________________________________________
تو اردبيل مانور مي ذارن... دشمن فرضي پيروز ميش


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 20:42 - یکشنبه نوزدهم اسفند 1386

sms

چمنتیم یه وقت خر نشی مارو بخوری ...!!!!
دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 20:30 - یکشنبه نوزدهم اسفند 1386

پیام تبریک ترک ها !!!

پیام تبریک ترکا: حلول ماه مبارک نوروز را بر تمام فجر آفرینان عرصه ایثار و پیروان آن حضرت صلوات
دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 15:16 - یکشنبه نوزدهم اسفند 1386

بدون شرح

 

دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 18:45 - جمعه هفدهم اسفند 1386

برق گرفتگی مو!!



دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 18:41 - جمعه هفدهم اسفند 1386

چرا من عاشق زنهای پیر هستم؟

بر خلاف عاشقان من عاشق زنهای پیرم
عهد کردستم که غیر از پیرزن یاری نگیرم
شاعران در دام زلف خوشگلان افتند دایم
لیک من بر موی اسپید کهن سالان اسیرم
من مگر دیوانه ام گردم به گرد خوبرویان
کز ادا و غمزه و اطوارشان هر دو بمیرم
نوجوانان تازه کار و قیمت عاشق ندانند
قدر من دانند پیران و شوندی دستگیرم
بر وفای خوبرویان نیست هر گز اعتباری
کز غرور و کبر پندارند نا چیز . حقیرم
هیچ دیدستی که کس گیرد گلاب از غنچه ی گل؟
غنچه چون گل گشت آید خود گلابش چون عبیرم
از شراب نو حذر کن غیر از درد سر ندارد
من شراب کهنه نوشم خود نصیحت کرده ام پیر
دلبر نو باوه هر شب سینما خواهد ز چاکر
رستوران گر دیر گردد می کند خورد و خمیرم
کیف خواهد عطر خواهد یار خوشگل
پیرزن با نان و دیزی سازد و کهنه حصیری

دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 19:57 - پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386

بد شانسی تو ایران یعنی....

۱-بد شانسی يعنی : داری با دوست دختر جديدت راه ميری ، يک دفعه دوست دختر فابريکت مياد و تو قبلا بهش گفتی که به غير از او هيچ دوست دختر ديگه ای نداری و حالا اون تو رو با يه دختر ديگه ميبينه ، خب مسلم ديگه بهترين دوست دخترت میپره .


۲:بد شانسی يعنی : تو دانشگاه سر کلاس داری ادای استادتو در مياری ، بعد همينکه صورتتو برميگردونی ، ببينی استادت پشت سرت واستاده و داشته تمام ارهای تو رو ميديده و دوستای نامردتم اصلا چيزی بهت نگفتن که استاد پشت سرته .


۳: بد شانسی يعنی : شب عيد ميخوای برای دوست و آشنا ای کارت بفرستی ، ولی خطها به قدری شلوغه و سرعت تخمی ، که مسنجر به زور بالا مياد ، چه برسه که بخوای ای کارت بفرستی .


۴: بد شانسی يعنی : تو اتاقت تنهای و داری چت ميکنی و رفتی تو چت روم و تاکو بستی داری برای خودت ... شعر تف ميدی و برای دخترای توی روم ... ليسی اساسی ميکنی ( البته از پشت تاک ) ، بعد ميفهمی که نه انگار تنها و نيستی و بابات از کی تو اتاقته و تو اينقدر محو چتی که اصلا از حضور او آگاه نشده و اونجای که بابات تازه ميفهمه کامپيوتر رو برای چی ميخواستی .


۵: بد شانسی يعنی : بدون گواهينامه و به صورت کاملا هيدن گونه ( مخفيانه ) ماشين بابا رو دو در ميکنی تا بری دنبال رفقا و برين کمی صفا کنين ، رفقا رو بر ميداری ، يه اسکوتر هم تو صبط ماشين ميذاری و به صورت شخله گاز شروع ميکنی به رانندگی ، سره اولين ۴راه پليس بهت گير ميده و به جرم نداشتن گواهينامه ، ماشين باباتو ۲ هفته تو پارکينگ ميخوابونن .


۶: بد شانسی يعنی : جلوی دوستات ادعا ميکنی که خدای کامپيوتری ، بعد يه روز يکی از دوستات زنگ ميزنه که اگه ممکنه بری و ويندوزشو عوض کنی ، بعد و ميری اونجا وبه جای اينکه ويندوزشو درست کنی ، ميزنی خواهر کامپيوترشو به ... ميدی .


۷: بد شانسی يعنی : چهار شنبه سوريه و تو داری با ماشين بابات به همراه چند تا از دوستهای کس ميخت تو خيابون کس چرخ ميزنی ، پشت يه چراغ قرمز يه ماشين پر از دختر مياد کنارت وا ميسته و همون دوستای ... ميخت بر ميدارن چندتا سيگارت ( ترقه) پرت ميکنن تو ماشين دخترا و اين ميشه سوژه خندت ، بعد همينکه چراغ سبز ميشه ميبينی يکی از دخترا دستشو از ماشين در مياره و يک شی ای ناشناخته رو به طرف کاپوت ماشين پرت ميکنه و تو به گا رفتن کاپوت ماشينو ميبينی ، چون اونا يه نارنک دست ساز پرت کرده بودن .


۸: بد شانسی يعنی : اون گرگه تو کارتون ميگ ميگ ( همون گرگه و شتر مرغه ) ، چون ما از بچگيمون يادمونه که اون ميخواستی اين شتر مرغه رو بگيره و هر دفعه بد شانسی مياره ، خلاصه اينکه به نظر من کس شانس ترين شخصيت کارتونی همونه .


۱۱: بد شانسی يعنی : آمار وبلاگت به روزی چند هزار نفر رسيده و داری کلی حال ميکنی ، يک روز کانکت ميشی و اسم وبلاگتو وارد ميکنی و ميبينی پيغام انسداد اين سايت توسط مخابرات اومده جلوت و تو اصلا باور نميکنی اينو و همين امر باعث ميشه تا آمارت به يک دهم آمار قبليت برسه .


۱۲: بد شانسی يعنی : تولدت ۳۰ اسفند باشه .


۱۳: بد شانسی يعنی : جلوی دوستات ادعا ميکنی خدای کانتر استريک و آنريل تورنومنت هستی ، بعد يه روز دوستات دعوتت ميکنن گيم نت و ميری اونجا ميشينی و آنريل و يا کانتر ميزنی ، و تنها چيزی که اونوقت تابلوی ، اسم توی که هميشه آخری ( با اون همه ادعا )


۱۵: بد شانسی يعنی : تو مملکتی باشيم که ندونيم پول نفت و گاز و سرمايه های ملی مون کجا و تو حساب چه اشخاصی ميره .


۱۶: بدشانسی يعنی : تو مملکتی باشيم که زنها و دختراش برای يه لقمه نون ، مجبور به خود فروشی ميشن .


۱۷: بد شانسی يعنی : تو مملکتی باشيم که از نظر فرار مغزها رتبه اول جهان رو داره .

دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 19:47 - پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386

شوخی با شعر

گفتم غم تو دارم


گفتا چشت درآيد!


گفتم که ماه من شو


گفتا دلم نخواهد!


گفتم خوشا هوايي کزباد صبح خيزد


گفتا هواي گرميست! اَه اَه! عرق درآمد!


گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد


گفتا برو به سويي، تا گلّ ني درآيد!


گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد


گفتا که اي واي ديرشد! داد مامان درآمد



دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 19:14 - چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386

پوشت موتو بخورم

با عشقققققققققق

 


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 19:7 - چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386

خیلی با حاله ضد حال از این بدتر نمیشه!!!

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست

باعشق : روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:

روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان

ای ول به دختره حرکتش خیلی با حال بود نظر شما چیه؟


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 19:5 - چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386

اس ام اس های زیبا2

 به شانه ام زدي كه تنهائيم را تكانده باشي … به چه دل خوش كردي تكاندن برف از شانه ادم برفي

 ديشب از زمزمه عشق تو بيدار شدم, من بيچاره چه كردم كه به عشق تو گرفتار شدم

 مي دوني فرق تو با كشتي چيه؟ كشتي به گل مي شينه ,ولي تو به دل مي شيني

باغبان در را نبند من فرد گلچين نيستم, من اسير يك گلم دنبال هر گل نيستم

 همونقدر كه ستاره هست اگه ماه بود…… بازم اين آسمون بي تو سياه بود

مي دوني چرا رنگ غروب سرخه ؟ چون خورشيد وقتي مي بينه من و تو همديگر رو دوست داريم اتيش مي گيره

زندگی با همه وسعت خویش محمل ساکت غم خوردن نیست , حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست. زندگی رفتن و راهی شدن است ,زندگی جنبش راهی شدن است. از سر آغاز وجود تا بدانجا که خدا می داند


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 11:24 - شنبه یازدهم اسفند 1386

اس ام اس های زیبا1

خورشيد اگر محو تماشاي تو نيست, دلگير مشو…… از پشت كوه آمده است

قاصدكي كه از راه رسيد ، خبري از تو نداشت ، بي‌رحمانه پر پرش كردم تا عبرتي باشد براي قاصدك‌هاي دیگر

وقتي قرار شد من بيقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگيم باشي ,از هرچه قرار غير تو باشد, خواهم گذشت

بهت حسوديم ميشه چون قلبم به جاي اينكه اول براي خودم بتپه براي تو ميتپه

براي خريدن عشق هر كس هر انچه داشت اورد. ديوانه هيچ نداشت و گريست(گمان كردند چون هيچ ندارد ميگريد)اما هيچكس ندانست كه قيمت عشق , اشك است و قيمت اشك, عشق

لبخند زدن چشمها را ضعيف نمكند
 .
 .
 .
 .
 خوشرو باشيد


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 11:14 - شنبه یازدهم اسفند 1386

این هم قدرت دخترخانوم

میبینم که قدرت دختر خانوم ها نسبت به اقا پسرها برتری داره



 

دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 19:13 - جمعه دهم اسفند 1386

پسراي امروزي

پسراي امروزي مثل کرم تينيا ساژيناتا(اگه تونستي بخوني) هستند:

 هيچوقت و در هيچ شرايطي نميتوانيد با انها زندگي مسالمت اميز داشته باشيد

پسراي امروزي مثل کلاغ هستند:

 خيلي زشتند اما به چيزاي قشنگ علاقه زيادي دارند

پسراي امروزي مثل قورباغه هستند:

زبانشون از قدشون بلند تره

پسراي امروزي مثل سگ هستند:

ديگه گوشت نميخوان،دنبال استخوان افتادن !!!!!!! (نکته کنکوري!)

پسراي امروزي مثل الاغ هستند:

براحتي سواري ميدن تا هر وقت که بخواي

پسراي امروزي مثل جغد هستند:

 هر جا پيداشون ميشه با خودشون نحسي ميارن

پسراي امروزي مثل گوسفند هستند:

 هر وقت بخواي ميتوني کمي بهشون آب بدي و سرشون رو ببري


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 19:5 - جمعه دهم اسفند 1386

جالبه


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 2:31 - جمعه دهم اسفند 1386

یک داستان واقعی که در ژاپن اتفاق افتاده است

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد
 
خانه های ژاپنی دارایفضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند
 
 این شخص در حین خراب کردن دیوار دربین ان
 
 مارمولکی را دید که  میخی از بیرون به پایش کوفته شده است
 
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد
 
وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ
 
ده سال پیش هنگامساختن خانه کوبیده شده بود!
 
چه اتفاقی افتاده؟
 
مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !
 
در یک قسمت تاریک بدون حرکت
 
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است
 
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد
 
تو این مدت چکار می کرده؟
 
چگونه و چی می خورده؟
 
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه
 
مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد
 
مرد شدیدا منقلب شد ده سال مراقبت
 
چه عشقی !
 
 چه عشق قشنگی!
 
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد
 
 پس تصور کنید ما تا چه حدی می توانیم عاشق شویم
 
 اگر سعی کنیم ...

دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 1:12 - پنجشنبه نهم اسفند 1386

ساز مخالف

باز هم ثانيه ها اسم تو را جار زدند و دقايق همه امشب به تو تکرار زدند

ساعت و فاصله و يادتو و عاطفه ها به هواي دل تو در دل من تار زدند

و فداي شب شعرم و به چشمان تو هم همه ي خاطره ها پرچم بيدار زدند

و سکوتي که در اين عقربه ها مي چرخند نکند در دل تو اسم مرا دار زدن

 

عشقو گرفته تفرقه

تکلیف رویاهام چی شد

دسته تو بود بی دقدقه

داده نمیشه تورو به آسمون

ماهو باید از تو آسمون برداشت

من از تو دل نمی کنم عاشق ترین تو منم

سازه مخالفو بزن من ولی  دم نمی زنم


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 1:9 - پنجشنبه نهم اسفند 1386

عشق یعنی....

 

عشق يعني خون دل يعني جفا

عشق يعني درد و دل يعني صفا

عشق يعني يك شهاب و يك سراب

عشق يعني يك سلام و يك جواب

عشق يعني يك نگاه و يك نياز

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني تا ابد فاني شدن

   عشق يعني عابد و زاهد شدن

عشق يعني همچو ليلا خون شدن

یا چو مجنون راهی صحرا شدن

عشق یعنی تیشه فرهاد ها

عشق یعنی عالم فریاد ها

عشق یعنی زخم کوه بیستون

عشق یعنی ناله های درد و خون

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی یکه و تنها شدن

عشق یعنی التماس و انتظار

عشق یعنی تا ابد با من بمان...!


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 1:2 - پنجشنبه نهم اسفند 1386

لطیفه

بچه به معلمش: خانوم معلم من از شما خیلی خوشم می یاد . معلم: اخه من از بچه خوشم نمی یاد. بچه می گه: خوب جلوگیری می کنیم

لره ميره سوپر ماركت ميگه يه مايع ظرفشويي خوب بدين ..... صاحب مغازه ميگه : گلي خوبه؟ لره ميگه: مرسي سلام ميرسونه

 يه لره مياد تهران ، ميبينه همه آستين کوتاه پوشيدن . ميگه : اِ ، پس اينا دماغشونو با چي پاک ميکنن


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 22:55 - دوشنبه ششم اسفند 1386

ادم ها

ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن
دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 22:54 - دوشنبه ششم اسفند 1386

اس ام اس سرکاری

دوصت دارم با ص صابون تا همه تو کفش بمونن !!!

اگه ديدي يه سوسک پشت و رو افتاده و دست و پا ميزنه فکر نکن يه نفر زده و چپش کرده . ديوونه داره به قيافت ميخنده

چه غمگينانه مي پيچد درون كوچه هاي قلبم

صداي تو كه مي گفتي:

نون خشكيه!!!


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 15:2 - شنبه چهارم اسفند 1386

اميد

چهار شمع به آهستگي مي‌سوختند، در آن محيط آرام صداي صحبت آنها به گوش مي‌رسيد.شمع اول گفت: من صلح و آرامش هستم، هيچ كسي نمي‌تواند شعله مرا روشن نگه دارد من باور دارم كه به زودي مي‌ميرم....... سپس شعله صلح و آرامش ضعيف شد تا به كلي خاموش شد شمع دوم گفت: من ايمان و اعتقاد هستم، ولي براي بيشتر آدمها ديگر چيز ضروري در زندگي نيستم پس دليلي وجود ندارد كه ديگر روشن بمانم......... سپس با وزش نسيم ملايمي ايمان نيز خاموش گشت. 

شمع سوم با ناراحتي گفت: من عشق هستم ولي توانايي آن را ندارم كه ديگر روشن بمانم، انسانها من را در حاشيه زندگي خود قرار داده‌اند و اهميت مرا درك نمي‌كنند، آنها حتي فراموش كرده‌اند كه به نزديكترين كسان خود عشق بورزند .............. طولي نكشيد كه عشق نيز خاموش شد.

 ناگهان كودكي وارد اتاق شد و سه شمع خاموش را ديد، گفت: چرا شما خاموش شده‌ايد، همه انتظار دارند كه شما تا آخرين لحظه روشن بمانيد ......... سپس شروع به گريستن كرد........... پــــــــس...شمع چهارم گفت: نگران نباش تا زمانيكه من وجود دارم ما مي‌توانيم بقيه شمع‌ها را دوباره روشن كنيم، مـن امـــيد هستم.

با چشماني كه از اشك و شوق مي‌درخشيد ..... كودك شمع اميد را برداشت و بقيه شمع‌ها را روشن كرد.

نور اميد هرگز نبايد از زندگي شما محو شود .


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 14:38 - شنبه چهارم اسفند 1386

صعود و سقوط

مي دوني فلسفه اختراع سرسره براي بچه ها چيه؟ مي خوان از بچگي به ادم ياد بدن كه صعود چقدر سخت و سقوط چه اسونه .
دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 14:34 - شنبه چهارم اسفند 1386

جمله جالب

چه قدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند،نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن؛ با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند
دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 19:11 - جمعه سوم اسفند 1386

دوست داشتن به 21 زبان مختلف دنیا

English : I Love You
Persian : To ra doost daram
Italian : Ti amo
German : Ich liebe Dich
Turkish : Seni Seviyurum
French : Je t'aime
Greek : S'ayapo
Spanish : Te quiero
Hindi : Mai tumase pyre karati hun
Arabic : Ana Behibak
Iranian : Man doosat daram
Japanese : Kimi o ai shiteru
Yugoslavian : Ya te volim
Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida
Russian : Ya vas liubliu
Romanian : Te iu besc
Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak
Syrian/lebanese : Bhebbek
Swiss-German : Ch'ha di ga"rn
Swedish : Jag a"Iskar dig
Africans : Ek het jou li

حالا اگه كسي بازم بيشتر مي‌دونه به ما هم اطلاع بده تا من هم به اين پست اضافه كنم. . . .


 


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 23:30 - پنجشنبه دوم اسفند 1386

SMS هاي عاشقانه

                                                                         

هر انسانی که بدنیا می آید برای یافتن گمشده ای می آید که رسالت اوست . من هم چیزی را گم کرده بودم که نمی دانستم چیست. بارها و بارها اتفاق می افتاد که احساس می کردم آن را یافته ام،زمانی در لذت های حقیقی و نا حقیقی ام ، زمانی در نوشتن هایم ، زمانی در آموختن علم ، زمانی در جسارتم برای بد بودن ، زمانی در شعر و زمانی در تو


آنقدر در گفتن يک حرف حاشيه رفتم
وبه جاي نوشتن تنها يک کلمه گوشه ي دفتر خاطراتت
شعر هاي حاشيه اي نوشتم !!!!
تا عاقبت در حاشيه چشم هايت افتادم
حالا که حاشيه نشيني را تجربه مي کنم
بگذار فقط يک حرف حاشيه اي ديگر بزنم
دوستت دارم


یکی بود یکی نبود / زیر این سقف کبود /یه غریب آشنا /دل و جونمو ربود / اینجوری نگام نکن /گل یاس مهربون /اون غریبه خودتی همیشه با من بمون


بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است


عشق صميميت و محبت .امروز سالها از آن روز مي گذرد ولي تو هر گز بر نگشته اي ...صدايت در گوشم زمزمه مي شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولي من تو را مي خواهم نه خيالت را


بر سنگ قبر من بنوسيد خسته بود . اهل زمين نبود. نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري که باز نمي شد مانده بود


یادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم پر پروانه شکستن ، هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت ، من و مايي نکنيم يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم .


افسرده و دلتنگ چرا مثل مني
من عاشق اويم که رنگم شده زرد
تو عاشق کيستي که هم رنگ منی 


يك سنگ كافيست براي شكستن يك شيشه، يك جمله كافيست براي شكستن يك قلب، يك ثانيه كافيست براي عاشق شدن، يك دوست مثل تو كافيست براي تمام زندگي


قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی


چیه فکر کردی یک 1 اس ام اس جدیده ؟ یا فکر کردی کارت دارم ؟ نه بابا فقط می خواستم بگم دوستت دارم


soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq

همه اينها مال شما به شرط اينكه گوشيتو بر عكس بگيري


اگر مثل يک اشک در چشمام باشي ، واسه موندنت هيچ وقت گريه نميکنم


سعي کن بخاطر کسي که دوستش داري غرورتو از دست بدي ولي مواظب باش بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي


اگه کسي رو دوست داري، نه براش ستاره باش، نه آفتاب، چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 22:51 - پنجشنبه دوم اسفند 1386

SMS هاي بامزه

                 

 

آهنگ جديد نفرين از محسن چاوشي : الهي تو بميري من نميرم....سر قبرت بيام پارتي بگيرم...الهي سرخك و اوريون بگيري....تب مالت و بلاي جون بگيري....الهي از سرت تا پات فلج شه .... كمرت بشكنه دستت قلم شه ....الهي حصبه و ام اس بگيري....سر راه بيمارستان بميري.....الهي كور بشي چشمات نبينه....بميري گم بشي حقت همينه


هموطنان گرامی، بیاید هزینه ها را کاهش دهیم، بدون استفاده از گوشی با عزیزانتان صحبت کنید! با سیم کارت اعتباری الیاس! با الیاس هیچ کس تنها نیست! " الیاس اول"


درب بازکن تمام اتوماتیک بدون ریموت بدون نیاز به جک وبرق نمایندگی درب بازکن الیاس


شرکت مخابرات ايران، در پي يک اقدام غافلگيرانه، از نويسنده ي مجموعه ي اغما شکايت کرد!!! متن شکايت به اين شرح مي باشد: هزينه ي مکالمات تلفني "الياس" از کدام شماره بايد پرداخت شود؟؟؟ ناگفته نماند که اين شرکت ادعا کرد چون بيشتر مکالمات "الياس" با "دکتر پژوهان" بوده است، تا اطلاع ثانوي هزينه ي مکالمات در فيش جداگانه اي به شماره تلفن دکتر اضافه خواهد شد


مصارف مهم اس ام اس در ايران :

1- پيغام هاي اورژانسي ( سر رات که داري مياي 2تا بربري بخر)

2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)" جيم درسته الاغ!"

3- پيغام هاي عاشقانه: "عزيزم، قبل از خواب به ياد من مسواک بزن !"

4- جلوگيري از خشونت :"بدهکار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم "!

5- فرستادن جوک :"يه روز يه يارو مي ره سربازي، دور کلاش قرمزي
6- تبریک عید 


این سیب، بهترین سیب، شکل سیب، سر سیب، کار سیب، گذاشتن سیب، یه سیب، آدم سیب، الافه سیب.
حالا سیب هارو حذف کن از اول بخونش!


المپيک آخوندا در سه رشته برگذارشد:

1- پرش با عبا

2- دو با نعلين

3- پرتاب عمامه 


متن پيام تبريک حضرت آیت‌الله جنتی به احمدی نژاد، رئیس جمهور منتخب ملت ایران اسلامی:

ای قشنگتر از پريا... تنها تو کوچه نريا... اصلاح طلبا دزدن کاپشنت رو ميدزدن ...!!


جوایز بانک بسیجیان: 2 دستگاه تانک ذولفقار , 2000 متر پارچه چفیه, 5000 بلیط سفر پیاده به کربلا. هر 1متر ریش در هر روز 1 امتیاز. 


سه كار غير ممكن: شاليكاري در قزوين، تشخيص هويت در رشت، آدم شناسي در اردبيل


فتواي جديد علماي حوزه علميه اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد 


دنيا رو بدون خانمها تصور کنيد:

- بازارها خلوت

- پولها اضافه

- خيابونها خلوت

- شيطون بي کار

- مخابرات ورشکسته

همه ميرن بهشت 


به حرمت گوسفندي که جان حضرت اسماعيل را نجات داد 7 بار بگو بععععع بع، واسه 7 تا گوسفند ديگه بفرست حاجت ميگيري


امروز روز جهاني بلاياي طبيعي است روزت مبارك


کتاب های پر فروش امسال :

1) آيات بنزيني

2) داستان هزار و يك بنزين

3) بنزین نامه 4

4) خدمات متقابل بنزین و اسلام

5)  بنزین زدن یک دقیقه ای

6) هري پاتر و پيت بنزين


خرس ها با یک ظرف عسل خر می شن . اسب با چند حبه قند . طوطی با تخمه . سگ با استخوان . راستی تو هنوز موز دوست داری


یه باغ گل رز با یه سبد ستاره میدم بهت ببر سر چهار راه بفروش سودشم نصف نصف


عشق يعني زندگي را باختن / چند سالي با هر الاغي ساختن


این اس ام اس رو برای 2 نفر بفرست: اولی برای یک آدم احمق و دومی برای یک آدم نفهم. بعد بشین فکر کن ببین خودت کدوم یکی بودی که من اینو برات فرستادم؟


امروز روز جهانی خوشتیپ هاست. تو هم مثل من این اس ام اس رو برای کسی بفرست که میدونی کسی بهش تبریک نمی گه


زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن


بيا يك كاري رو انتخاب كنيم و با هم انجام بديم :

1. كت و شلوار فروشي بزنيم . هر چي از كت در اومد مال من . هر چي از شلوار در اومد مال تو !!! 2. يك موتور بخريم بريم دزدي . من كيف مي زنم تو ساك بزن !!! 3. نمايندگي يك و يك مي گيريم . بريم دم خونه ها . من در مي زنم . تو يه رب بده


يادمون باشه وقتي کسي برامون ميميره ، اونقدر مرد باشيم که سر قبرش يک شاخه گل بزاريم


ميدوني شباهت پسر مجرد و لباس تو ماشين لباس شويي چيه؟؟؟ جفتشون تو کفن


میدونی شباهت لر با لامپ چیه؟ دور هر دو پشه جمع میشه.


غرق گناهيم ولي پاک سرشتيم   ***  حسرت زده يک وجب از خاک بهشتيم

شکرانه زايل شدن حالت اغما    ***   از خوردن آن ميوه ممنوعه گذشتيم

هرچند که الياس بسي وسوسه ها کرد ***  اما چو پري بنده خناس نگشتيم

غفلت بکشد يونس جان در دل ماهي  ***  چون غمزه هستي به دل مزرعه کشتيم

افسوس که اين ماه مبارک به سر امد   ***    در دفتر اعمال ثوابي ننوشتيم 

 


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 22:50 - پنجشنبه دوم اسفند 1386

لطیفه های قشنگ

تركه مي ره پمپ بنزين و بعد از اينکه باکش رو پر مي کنه، مي ره پيش حسابدار و ميگه آقا چقدر؟ يارو مي گه 300. تركه تعجب مي کنه و آروم مي پرسه چي شده؟ شاه برگشته؟ بنزين فروش يواشکي جواب ميده نه، شما گازوئيل زدي


اصفهانيه به بچش ميگه برو دو تا نون از خونه همسايه بگير . بچه ميره و برميگرده ميگه نون ندادند. باباهه ميگه : چه همسايه خسيس هست برو از تو يخچال خودمون بيار


ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی. پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بيا !!!


يه تركه صبح میره در مغازش.. کرکره رو بالا میکشه و میگه: بسم الله الرحمن الرحیم.... میره تو. میبینه همه مغازه رو خالی کردن.. میاد بیرون کرکره رو می کشه پایین و میگه : صدق الله العلی العظیم


یه ترکه زنشو داشته کتک می زده چند نفر سر می رسند میگند بابا چرا می زنی این بیچاره رو میگه نمی دونم اگه می دونستم که می کشتمش


تركه ميره خواستگاري، دختره سبيل داشته، بهش ميگه: چرا سبيل داري؟ دختره ميزنه زير گريه، تركه ميخواد دلداري بده ميگه: مرد كه گريه نمي‌كنه!!!


ترکه آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در


به ترکه میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابوالفضل رو می کنه!!! 


تركه باباش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه


به تركه ميگن اسمت چيه؟ ميگه اسمم حمزه است ولي بچه ها به من ميگن شيش كوچولو!!!!


به تركه ميگن يه جمله بساز که توش آب باشه . ميگه : لوله


تركه زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه 2 تا پيتزا ميخواستم . پيتزا فروشي ميگه بنامه؟ تركه ميگه : خدا


تركه ميره جوراب فروشي به يارو ميگه يه جوراب ميخوام . فروشنده ميگه مردونه ؟ تركه دست ميده ميگه : مردونه


پسره تو خیابون به دختره میگه بخورمت دختره شاکی میشه پسره میگه ناراحت نشو میخواستم بعد از چند وقت یک گهی خورده باشم!!!!


اصفهانیه موز می خوره پوستش میزاره تو دفتره خاطراتش


يه روز يه پسر جوون وقت زن گرفتنش بوده ولي ميگفته زن نميخوام، اطرافيان ميگن چرا زن نمي گيري؟ ميگه: من يه زن ميخوام مثل ماه .اطرافيان ميگن اگه بگردي دختر خوشگل و ماه زياد پيدا ميشه! اما پسر جوون ميگه من منظورم اينه كه مثل ماه شب بياد و صبح بره!!!!


تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه خوارشونو سرويس كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: مگه من زدم؟


بچه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسر ترك جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره جفت مي‌كنه، ميگه: حالا چه گهي بخورم؟! الان دهنمو سرويس مي کنه. ور ميداره يه هزاري ميذاره كف دست يارو. تركه تو تاريكي نگاه ميكنه به هزاري، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد آقاي خميني، تو تاريكي نشناختمتون.


تركه پیتزا میخوره شب بربری میاد تو خوابش!!! میگه آهااااااااای بی وفا دیگه دوسم نداری؟؟؟


از خروسه ميپرسن از جامعه راضي هستي ميگه نه والا خجالت نميکشن ناموس مردم رو لخت توي ويترين ميذارن


به پشه ميگن چرا زمستونا پيدات نيست ميگه تابستون خيلي رفتارتون خوبه كه زمستونام بيام


قزوينيه عروسی ميکنه، فرداش با برادر زنش ميره ماه عسل


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 22:47 - پنجشنبه دوم اسفند 1386

آخرین عکس از لورل و هاردی در سال 1989


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 18:25 - چهارشنبه یکم اسفند 1386

تبلیغات جالب2

اونقدر این مایع نرم کننده لباس رو نرم و لطیف می کنه
که عکس روی لباس این آقاهه(!) در آرامش تمام، در جای گرم و نرم خودش خوابیده! 


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 18:23 - چهارشنبه یکم اسفند 1386

تبلیغات جالب1

این جای پارک برای رانندگان مست رزرو شده!


دسته بندی :


نویسنده: ندا | | 18:18 - چهارشنبه یکم اسفند 1386

   آخرین مطالب

» اندر احوالات تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها ( چهارشنبه ششم مهر 1390 )
» آموزش اذیت کردن ۱۰۰%تضمین شده ( پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 )
» بی تو online .... ( یکشنبه نوزدهم تیر 1390 )
» انتشار ادامه عکس مشهوری که هیچ وقت در اینترنت منتشر نشد ( دوشنبه سیزدهم تیر 1390 )
» میلاد میعث مبارک باید ( پنجشنبه نهم تیر 1390 )
» پدر ، روزت مبارک ( پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390 )
» رابطه غیر سیاسی مرغ با نظام : تخم هیچکدامشان را نمیشود خورد ! ( دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 )
» شما هم به این بعضی ها اضافه کنید. ( دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 )
» عکس های بی نظیر و جالب ( پنجشنبه نوزدهم خرداد 1390 )
» مانکن زيبای ايرانی ( سه شنبه هفدهم خرداد 1390 )
» تصویر بزرگترین خرچنگ دنیا ( پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 )
» اربابان سعودي با ميخ و سوزن خدمتكار را شكنجه كردند ( شنبه هفتم خرداد 1390 )

موضوعات




درباره ما



بهترین وبلاگ جامع سرگرمی را با ما تجربه کنید
ندا
درود بر تمامی کاربران و بازدیدکنندگان این وبلاگ . دوستان وبلاگی که در پیش رو دارید به منظور سرگرم شدن دوستان و گذاشتن مطالب جالب برای شما دوستان است. این وبلاگ هیچ گونه مسئولیتی در قبال توهین به اقشار را نمی پذیرد
ایمیل :